loading...
روانشناسي سلامت
سيد امين كاظمي بازدید : 209 چهارشنبه 09 اسفند 1391 نظرات (0)

سندرم قلب شكسته* تحقیقاتی رفتارشناسی شهری لودویک بولتسمن در دانشگاه وین که دهه 1990 به انجام رسیده است. میشائیل بچینی که متخصص رفتارشناسی است احساسات ورفتار تعداد زیادی از کسانی که مبتلا به اندوه عشق بودند را مورد بررسی قرار داده است. برای بچینی اندوه عشق در حکم یک وضعیت استثنایی روحی و نامناسب بود و بسیار شباهت به واکنش اندوهگین انسان به از دست دادن فردی خویشاوند و نزدیک داشت. حتی45 درصد از کسانی که در این بررسی علمی شرکت کرده بودند از احتمال تصمیم به خودکشی نیز سخن گفته بودند.* البته بچینی در سندروم قلب شکسته فایده ای نیز می بیند و از « خاصیت سازشی » آن سخن می گوید. به عقیده او غم عشق می تواند دارای سازوکار تنظیمی بخصوصی در تصوریکه انسان از خود دارد باشد و فرد مبتلا به اندوه عشق را در جستجوی بعدی خود برای جفت یابی کمک نماید.* با این وجود به عقیده ی هلن فیشر انسان شناس آمریکایی اندوه عشق می تواند به معنای شرایط بسیار حاد تنشی برای بدن فرد باشد: « در شرایطی که انسان تحت چنین تنش های روحی قرار می گیرد احتمال بروز بیماری های بیشمار وجود دارد زیرا عملکرد مقاومت بدن در برابر انواع بیماری ها کاهش مییابد. »به این ترتیب داستان هایی که از مرگ انسان هادر اثر اندوه عشق شدید تعریف می شود را نباید قصه پردازی صرف تصور کرد.* خانم فیشر می گوید: « در افراد مبتلا به اندوه عشق من در درجه اول متوجه دو نوع احساس درونی شدم که در شدیدترین شکل ممکن خود را نشان می دهند: خشم و ناامیدی. » و قبل از این که سرانجام شخص به چنین وضعیتی منتهی شود او در خودش حالت هایی از ناتوانی و ضعف، درماندگی و عجز، فقدان انگیزه، خودآگاهی درهم شکسته، احساسات مالیخولیایی و احساس و ترس ونفرت را تجربه خواهد کرد. اما آن تغییرات فیزیولوژیکی که با روش های علمی در چنین شخصی قابل اثبات است کاهش سروتونین یا « هرومون خوشبختی » در مغز بیمار می باشد.* خانم فیشر می گوید: « شخص یکه مورد بی مهری قرار گرفته است در یک دوره اولیه ی اعتراضی تلاش میکند که از هرطریقی که مقدور است وضعیت خود با معشوق را به حالت قبل بازگرداند. خاتمه ی رابطه با طرف مقابل تولید دوپامین یا ماده پیام آور عشق را به حداکثرمی رساند، و این در حالی است که از پاداش خبری نیست. » هرچقدر شریک جنسی ما فاصله بیشتری از ما بگیرد، احساس عاشقانه ی ما به او شدیدتر می شود.شریک جنسی قبلی دوباره به مرکز تمامی افعال ما تبدیل می شود و عشق ما به او تشدید می گردد. اما بالاخره زمانی فرامی رسد که شریک تنهاگذارده شده به این نتیجه می رسد که باید از محبوبش دست شوید و همین باعث می شود که دچار احساس نومیدی شدید گردد و حتی شاید به افسردگی مبتلا شود.* شخصی که گرفتار بیماری افسردگی شود در مغزش مقدار دوپامین کمتر از معمول خواهد بود. احساس خشم، تنفر و تمایل برای انتقام جویی به سراغ کسانی می آید که دوست سابق آنها را تنها گذاشته و رفته است. البته کسانی که خودشان رابطه با شریک جنسی را قطع کرده اند دچار همان صدمات روحی می شوند که افراد تنهاگذارده شده. اما در چنین حالتی احساس خشم نسبت به دیگری بسیار به ندرت پیش می آید.* زنانی که دچار اندوه عشق شوند بسیار شدیدتر از حالت مشابه در مردها درد می کشند. در اولین تحقیقاتی که خانم گراو به انجام رساند به نظر می رسید که زنان پس از گرفتار شدن به اندوه عشق دچار صدمات روحی بیشتری می شوند. آیا غم عشق در آنها شدیدتر از مردها است یا این که مردها حاضر به پذیرفتن جریحه دار شدن احساساتشان نیستند؟در یک بررسی علمی دیگر خانم گراو به این نتیجه رسید که زنان بیشتر دچار سردرد، درد در ناحیه شکم و دست و پای خود می شوند. آنها از ناراحتی های گردش خون، خستگی و بی خوابی رنج می برند. در عین حال خانم گراو دریافت که استعداد و احتمال مبتلا شدن به بیماری اندوه عشق به ویژگی های فردی نیز بستگی دارد. آن گروه از انسان هایی که در رابطه ی عاشقانه احساس مالکیت نسبت به طرف مقابل دارند دفعات بیشتری ممکن است دچار اندوه عشق شوند. این البته در مورد انسانهای خجالتی و کسانی که اتکاء به نفس کمتری دارند صادق است.* به عقیده ی خانم فیشر انسان های عاشق مانند معتادین به موادمخدرند یا در واقع فعالیت هایی که در مغز این دوگروه از انسان ها روی می دهد بسیار به یکدیگرشباهت دارد. برداشتن همان گامهایی که برای کنارگذاردن اعتیاد به مواد مخدر مفید است به کسانی که از دوست خود جدا شده اند نیز کمک خواهد کرد: باید تمامی رشته های اتصال با شریک جنسی سابق گسسته شود، آنچه در واقع در حکم ماده مخدر برای بیمار عشقی است. هدایا و نامه هایی که پیشتر دریافت شده است باید دور ریخته شوند و شخص بیمار به جایی نرود که او را به یاد شریک سابقش می اندازد.و حتی اگر انجامش دشوار است باید چنین افرادی تلاش کنند که دست به کارهای تازه ای بزنند: هرچیز تازه ای توجه رااز مشکلات دور می کند و مقدار ماده دوپامین را افزایش می دهد.* و نکته ی تسلی بخش آن که گذشت زمان در بیشتر موارد حتی زخم های یک قلب شکسته را نیز درمان می کند و این واقعیتی است که در تحقیقات میشائیل بچینی عملاً به اثبات رسیده است. هرچقدر از زمان جدایی بیشتر گذشته باشد احساسات ناراحت کننده و افسردگی بخش کاهش می یابند و گرایش به درونگرایی کمتر می شود و این درحالی است که قدرت تمرکز، خوداتکایی و وضعیت خوب روحی به کندی افزایش می یابد. و اگرچه هیچ گونه دارویی هنوز هم برای بهبود بیماری اندوه عشق پیدا نشده است خانم گراو توصیه می کند که چنین شخصی سعی کند تا با دوستان دیگرش وقت بیشتری بگذارند و حتی اگرفقط برای منحرف کردن افکار ناراحت کننده اش باشد. اما از یک نکته نباید غافل شد: اندوه عشق را نباید دستکم گرفت: به ویژه در مورد افرادی که در نقاطی با شکبه های اجتماعی ضعیف زندگی می کنند، چنانچه اندوه عشق ادامه یابد باید حتماً به مشاوره های درمانی مراجعه کنند.عشق بی سرانجام شدن ورتر جوان به لوته عاقبت او را به خودکشی کشانید.* عشق بی سرانجام شدن ورتر جوان به لوته عاقبت او را به خودکشی کشانید. نویسنده ی آن اثر بهترین راه چاره را انتخاب کرده بود: انحراف فکراز رویدادی عذاب آور. زیرا مطابق با سخنان خود گوته وی رمان « رنج های ورتر جوان » را طی 4 هفته نوشت و این برای آن بودکه وی به نوعی با اندوه عشقی که خود دچارش شده بود مبارزه کند و خود را از اندیشه ی تصمیم به خودکشی دور سازد.

ارسال نظر برای این مطلب

کد امنیتی رفرش
درباره ما
Profile Pic
در اين وبلاگ مطالب روز روانشناسي رو قرار ميدم مسائلي مربوط به خانواده وزندگي بهتر،همه بازديد كنندگان از اين وبلاگ ميتونن اگه سوالي دارن در بخش خوش آمد نظر پيشنهاد انتقاد وسوالاتشون رو بگن;-)
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 27
  • کل نظرات : 14
  • افراد آنلاین : 5
  • تعداد اعضا : 8
  • آی پی امروز : 16
  • آی پی دیروز : 20
  • بازدید امروز : 21
  • باردید دیروز : 39
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 72
  • بازدید ماه : 72
  • بازدید سال : 2,145
  • بازدید کلی : 17,447
  • کدهای اختصاصی
    کسب درآمد از پاپ آپ